حبيب الله الهاشمي الخوئي

301

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

عن القطع ، نعم قد يحصل من التّجربة خلفا عن سلف الظنّ بل العلم بمقارنة حادث من الحوادث لبعض الأوضاع الفلكية ، فالأولى التجنّب عن الحكم بها ومع الارتكاب فالأولى الحكم على سبيل التقريب وأنّه لا يبعد أن يقع كذا عند كذا ، واللَّه المسدّد . الترجمة از جملهء كلام هدايت نظام آن حضرتست كه فرموده است آن را از براي بعض أصحاب خود در حينى كه عزم فرموده بود بر رفتن بسوى خوارج نهروان ، پس گفت آن حضرت را بعض أصحاب أو اى أمير مؤمنان اگر سير بفرمائى در اين وقت مىترسم كه نرسى بمقصود خويش از طريقه وقاعدهء علم نجوم پس فرمود أو را كه : آيا گمان مىكني كه تو راه مىيابى بساعتى . كه هر كه سفر كند در آن بگردد از أو بدى ومىترسانى از ساعتي كه هر كه سير نمايد در آن احاطه كند باو ضرر هر كه تصديق كند تو را باين سخنان پس بتحقيق كه تكذيب نموده است بر قرآن ومستغني شده است از يارى جستن بخدا در رسيدن بأمر محبوب ودر دفع كردن مكروه وسزاوار است در گفتار تو اين كه تو را حمد نمايد نه پروردگار خود را از جهة اين كه تو بگمان خود راه نما شدى أو را بساعتي كه رسيده در آن بمنفعت ، خواطر جمع شد در آن از مضرّت ، بعد از آن توجّه فرمود آن حضرت بمردمان پس فرمود كه أي مردمان حذر نمائيد از تعلَّم علم نجوم مگر آن چيزى كه هدايت بيابيد بآن در بيابان يا در دريا پس بدرستى كه معرفت نجوم داعى مىشود بر كاهنى ومنجّم همچو كاهن است وكاهن همچو ساحر است وساحر همچو كافر است وكافر در آتش است ، بعد از آن حضرت فرمود بأصحاب خود كه : سير كنيد بسوى دشمن بر نام خداوند ويارى أو .